اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش108
گـــول اکديم گول مکاندا
يئرينـــی بيل گول مکاندا
سن گولدون من ده گولدوم
مـــن هاندا گولمک هاندا
ترجمه
درمکان خوب و گلزارگل کاشتم
جایت را درگلزاربشناس و بدان
توخندیدی من هم خندیدم
من کجاو خنده کجا
به مکان زیبا و گلزارو دوست داشتنی جهت سیرو سیاحت وکاشتن گلهای زیبا و متلون رفتم واز آب و هوای زیبای آن لذت بردم , درفکر این بودم که دراین برهه حساس زمان وگردش گردون دون پرور جا و مکانم درکجاست ودرکجای عالم هستی قرارگرفته ایم وبخاطر بهره مند شدن ازمواهب عالم هستی چه باید کرد
اگر برچهره دنیا و عالم هستی نخندیم آن هم به ما نخواهد خندید اگرگریه کنیم او هم گریه خواهد کرد , هرچیزی و هراتفاقی بستگی به عمل مادارد , اعمال ما ازتفکر و اندیشه مان نشئت می گیرد اگراندیشه و دیدمان عالی باشد دریافت مان از مواهب هستی عالی خواهد شد , اگرافکارمان آلوده به خبث باشد آنچه که درومی کنیم به جز خباثت و زشتی چیزی نخواهد شد
اگرعاشقانه به مفاهیم بنگریم ولطف اورا خواهان باشیم ازچشمه فروزان هستی خواهیم نوشید , باید صفحه دل را گشود وازگردونه هستی بهره برد وباید فیض خورشیدرا درک کرد , این درک کردنها با عمل خالص و بی ریا فرصت پذیراست نباید ترک شاهد و ساغر کرد باید رندانه به اوضاع نگریست وخوبی ها وخوشی ها ی آنرا نصیب خود کرد وزشتی ها و خباثت ها را به زباله دانی تاریخ سپرد
اگر این دنیارا باخوبی و خوشی وطبق اصول معشوق به خاتمه رسانیم دنیای دیگرمان هم خوب وگوارا خواهد شد واگر برعکس آن عمل کنیم بازنده هردوجهان خواهیم شد
برچسب:
نویسنده: میلاد خلیلی